تبليغاتX
یک عــاشقانــه آرام -

یک عــاشقانــه آرام

سخن از پیـــوند سست دو نــــام و هماغوشــی در اوراق کهنـــه یک دفتـــر نیست ...!!!ا

          حق به جانب تر از هميشه به درگاهت می آيم ...

 

  fefefefefefefefefe

 

 

 

 

 

 

     يـا مقلب القلوب و  الابصار

 

     يـا مدبـر الليـل و النهـار

 

     يـا محو ل الحـول و الاحوال

 

     حول حالنا الی احسن الحـال

 

 

 

 

            

 

 

  

   دلـم تنگ است…

 

تنگ ماهی قرمز،تنگ وقتی روی سفره ترمه هفت سين بازی می کند..

بوی سبزه های دم عيد وقتی کنار خيابانها را پر می کنند...رنگ شادِ

لباس نو روی تن بچه ها..ناخنک زدن به سمنوی تازه پخته مادربزرگ

و نقش بی انتهای خيال روی سپيدی پر انحنای تخم مرغ.

دلم بيش از هميشـه تنگ است، برای همـه چيز،برای همـه کس،

برای آن لحظه هايی که ديگر نيستند!! برای آن لحظه هايی که نشانم

می دهند ازکدامين بهارزندگی گرفته ام....

دلم بيش ازهميشه تنگ است...بيش از هر جا...بيش ازهروقت…

چشمانم رامی بندم ومی گذارم اين سبزه های نورسته مرا به ميهمانی

آن دورها ببرند.دستانم را بگيرند،مـرا از هرچه بار سنگين زيستن

امروزه است رها کنند،ببرند آنجا که نوازش آفتاب بی دريغ است..!

دلم می خواست همه خاطره هايم را باد با خود برده بود.

دلم می خواست همه يادگارهايم با اين برفهای سپيدی که آب        

می شوندآب شده بود ورفته بود.دلم می خواست هيچ وقت

خاطره ای نداشتم که بيايدوحسرت گذشته رادر جانم زنده کند.

دلم می خواست آن شکنج های نازک ذهنم را کسی گردگيری

می کرد تا پاک می شدنداين خاطره ی زجرآور گذشته ها…

خوش به حال آنان که خاطـره ندارند!!!…خوش به حال آنان

که ريشه هايشان آنقدر عميق در دل خاک پيوند نخورده است،

خوش به حال آنان که دل می کَنند به سادگی!خوش به حال آنان

که می دانند نبايد دل بست،ريشه دواند و "سنگين"  شد!!!…

خوش به حال آنانکه شکـوفه اند در موسم بهـــار…

بهار نزديک است.من آن چنارم که آمدنش را با التهاب زخم های

کهنه حس می کنم.با خيال متورم ريشه های به جا مانده،با خاطره

پيچيده در پيچش شاخه های نورسته!! من آن چنارم که آمدنش را

غريبانه جشن می گيـرم،،

با سين،  " سردرگمی " ، "سرريز"  اشک ِ شهد، "سوزش" تنهايی، 

"سرزنش" شاخه های بی سامان، "سختی" خاک غريب، "سودای"

ريشه های بـه جا مانده و  "ســاز" تنهايی در ميان افـراها!

من آن چنارم که ريشه هايش به جا مانده است.خودش رفته است،

ريشه هايش جايی آن دور در ميان خاک سرد به جا مانده است.

هر بهار که رستاخيز می شود چنـار می ميرد و زنده می شود

در هوای ريشه ها…من آن چنارم در بهار….. که ريشه هايش

بـه جا مانـده است!!!..

خـــواهد مانــد….

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 13:28 توسط ** ... طاهـــره ...** |


تـــــو نیستی کــه ببینــی

چگونه عطــر تـــو در عمق

لحظـــه ها جـــاریست

چگونــه عکس تــــو در بــــرق

شیشـــه ها پیــداست

چگونه جای تـــو در جان زندگی

سبـــز است !!ا

هنــوز پنجــــــره بــــاز است،

تـــو از بلندی ایــوان به بــــاغ

می نگری،در ختها، چمن ها

و شمعــــدانی ها

بـــه آن ترنـــــم شیـــرین ،

بــــه آن تبسم مهــــــــر ،

به آن نگاه پر از آفتاب می نگرند

تمام گنجشکان که در نبودن تو،

مــــرا به باد ملامت گرفته اند

تــرا به نــــام صدا می کنند!!ا

هنوز نقش تو را از فراز گنبد کاج

کنـار باغچه ،

زیر درختها،

لب حــوض،

درون آیینه پاک آب می نگرند !!ا

تـــو نیستی که ببینی چگونـــه

پیچیده است،طنین شعر نگاه تو

در ترانه من،تو نیستی که ببینی

چگونــه گردد،نسیم روح تـــو در

بـــاغ بی جوانــــه من ،،

چــه نیم شبها کـــز پـــــاره های

ابـــــر سپید،به روی لوح سپهر،

تو را چنان که دلم خواسته است،

ساخته ام....!!ا

چه نیمه شبهـــا، وقتی کـــه

ابر بازیگر،هزار چهره،هر لحظه

می کند تصویر به چشم همزدنی،

میان آن همــه صورت تــــو را

شنـــاختــــه ام


به خـــواب می ماند،

تنهــا به خواب می ماند ،،

چراغ،آیینه،دیوار،بی توغمگین اند.

تو نیستی که ببینی چگونه

با دیوار به مهربانی یک دوست،

از تـــــــو می گویم...!!ا

تو نیستی که ببینی چگونه

از دیـوارجــواب می شنـــوم !!!ا

تـو نیستی که ببینی چگونـــه

دور از تـــــو

به روی هرچه در این خانه است

غبـــار سربی انـــدوه

بــــال گسترده است.

تو نیستی که ببینی دل رمیده من

بجز تو یاد همه چیز را

رهـــــــا کرده است.

غروب های غریب،

در این رواق نیـــاز

پرنده ساکت وغمگین

ستـــــاره بیمـــارست !!!ا

در چشــــم خستــــه من

در ایــــــن امیـــد عبث،

دو شمع سوختـــــه جان

همیشـــــــــه بیـــدارست...!!ا




تــــو نیستی که ببینی .... !!!!ا





HOME
E-Mail
Night Skin


LinkDump

*..... سیـمـــــــــرغ ......*
*.دانلود فیلمهای ترسناک.*
*..... بـرای عاشقـان ..... *
*دوستت دارمهاچه کوتاهند*
*.... تو در پناه خدایی و ....*
*بی تـو بودن کار من نیست*
*......قصه تلخ زندگی......*
*..... نــــا شنــــــــاس.... *
*....مـــــرز پر گهـــــــر.... *
*....... تنهـــــــــــا ........*
*....آواز دو پرنـــــــــده.....*
*....کـــــوچه گــــــــرد.... *
*...×××شهر2008××× ...*
*...ســـروش _ ســـارا ...*
* .. پرواز برای همیشه ...*
* .. معبـــد نیــــــــایش .. *
*....بــــــاغ خیـــــــال..... *
*.. عشق،محبت،دوستی.*
*...فرشتـــه کوچولــو.....*
*...غریب آشنا (گیتی)....*
*..دخترک کبریت فروش...*
*....و این منم زنی تنها....*
*...انتظارتــم قشنگــه ...*
*...غـــــم غمنـــــاک.....*
*....غـــریب آشنــــا......*
*....ســرزمین آفتـــاب....*
*.....سکـــوت شب.....*
*....تهـــران ملـودی.....*
*.....م.بــــــــاران.......*
*....وحیــــد و مونــــا....*
*..یک استکان چای داغ..*
*.چرا اسم تو لیلا نیست.*
*.......مشـــــــاور.......*
*........تنهـــــــــا........*
آرشیو پیوندهای روزانه


Archives

هفته سوم اسفند 1385

هفته دوم اسفند 1385
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385

نایت گالری
قالب های نایت اسکین
آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :


Design by : Night Skin


سلام ای غرابت تنهایی، اتاق را به تو تسلیم می کنم، چرا که ابرهای تیره همیشه پیغمبران آیه های تازه تطهیرند و در شهادت یک شمع راز منوری است که آن را آن آخرین و آن کشیده ترین شعله خوب می داند،،،، ایمان بیاوریم ،،،،، ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد،،ایمان بیاوریم به ویرانه های باغ های تخیل ،، به داس های واژگون شده بیکار و دانه های زندانی ،،،،، نگاه کن که چه برفی می بارد ............!!!!!!!ا @@@@@@@@@@@@ @@@@@@@@@@@@ @@@@@@@@@@@@ @@@@@@@@@@@@

@@@@@@@@@@@@ @@@@@@@@@@@@

< onLoad and onUnload Example

<
کسـی نیست، با خودم حرف مــــی زنـــم ………….. ............................ ........................... کجـــــــــا مــــــی روی ؟؟ بـــا تـــــــو هستــــم ، ای رانــده حتی ازآینه // ای خسته حتی از خودت // کجای ایــن همه رفتـــــن ،، راهی به آرزوهای آدمی یـــــــافتــــی ؟ // کجـای ایـــن همـه نشستن ،، جایی برای ماندن دیدی ؟ ســـــر بـــــه راه ، رو به نمی دانی تـــا کجا // چرا اتاقت را با خودت می بـــــری ؟ ؟ چرا عکس های چند سالگی را، به ماه نشان می دهی ؟ خلوت کوچه ها را چرا به باد می دهی ؟ یک لحظه در این ،، تـــا کجای رفتن بمان !!!........... شاید آن کاغــــذ مچاله ، که در بــــاد می دود // حرفی بـرای تــو دارد،، سطـــری نشانی راهـــی.............. خیالت من از این همـه فریب ، که در کتابخانه های دنیا ، به حــــرف می ایند ،، و در روزنامه ها ،، تـــا غروب می میرند چیـــــزی نفهمیـــــده ام ؟ ... هنـــــوز راهـــــی از، چشــــم های خیســـم ، رو به خاک بـــازی در بـــاغ و پله های شکسته ی روز دبستان می رود // هــــنوز بغضی ســاده رو به دفتری از ، امضای بزرگ و یک بیست .... که جهان را به دل خالـــی ام ،، می بخشید می شکند .................... بـــا که اینقدر بلنــــد. حرف می زنی ؟؟؟؟؟... ................................................. تمام چشم های شهری شده نگاهت می کنند ........................... ........... کسی نیست ،،،،، با خودم حرف می زنم ...!!!

Up | Down | Top | Bottom New Page 5

[-:: از هیچ چیز، مپرهیز از هیچ چیز بگذار زیر پای تو فرشی بگسترد آتــــش ... بگذار،تا که شعله بلیسد ته مانده شکیب تو را ای دوست... خــود را جدا مکن از عشـــق این تخته پاره را هرگز رها مکن در ورطه تلاطم طوفان زیر درخت میوه ممنوعه دندان به سیب سرخ فرو کردن خوب است... معنای زندگی را در عشق می توان یافت بایــــد همیشــــه دیوانه وار عاشق بــــود بی عشق، زنـــــــدگی چیزی است مثل کار اداری !!!! ::-]

down

stop

up

@@@@@@@@@@@@ @@@@@@@@@@@@

Google


در كل اينترنت
در اين سايت

سایت اموزش ایرانیان