|
سخن از پیـــوند سست دو نــــام و هماغوشــی در اوراق کهنـــه یک دفتـــر نیست ...!!!ا |
عشـق، هنوز از کلام عاشقانه بسی دور است ..!! fefefefefefefefe حال ما خوب است تا يادم نـرفته است بنـويسم حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود، هـی بخنــد..!!! .... دارد همين لحظه ....... نـه ،عزيز جان
ملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بیسبب میگويند،،
با اين همه عمری اگر باقی بود
طـوری از کنـار زندگی میگـذرم
کــه نه زانوی آهـوی بیجفت بلـرزد و
نه ايـن دل ناماندگارِ بیدرمان!!!
میدانم،هميشه حياط آنجا پر از هوای تازۀ باز نيامدن است،
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببيـن انعکاس تبسم رؤيـا
شبيـه شمايل شقايـق نيست!!؟؟؟
راستی خبرت بدهم
خواب ديدهام خانه ای خريدهام،
بی پـرده، بی پنجـره، بی در، بی ديـوار …،،
بیپـرده بگويمت
فردا را به فال نيک خواهم گرفت،
يک فوج کبوتر سپيد،
از فرازِ کوچه ما میگذرد
باد بوی نامهای کسان من میدهد...
يادت میآيد رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بياوری!؟
نامـهام بايد کوتـاه باشــد،
ســاده باشد،
بـی حرفی از ابهــام و آينــه،،
از نو برايت مینويسم،،
حال ما خـوب است
امـا تــو باور نکـن ...!!!
+ نوشته شده در سه شنبه 13 فروردین1387ساعت 22:36 توسط ** ... طاهـــره ...** |
| ||||||||